X
تبلیغات
رایتل

شیطنت های ذهن من

هرگاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. امام صادق (ع)

 

خدا نوشت: اول هفته را آغاز می کنیم با نام خدایی که همین نزدیکی هاست  خدایی که عشق را در ما نهاد و عاشقی را در سفره ی دل ما جای داد 


  


سلام خوشگلای من 


من کماکان یه جوری ام! ولی خب تنهام و گفتم بیام یکم بنویسم....


دیروز غروب دخترخاله م پیام داد که مامان و باباش رفتن تهران و خونه تنهاست! دیگه هماهنگ کردیم که من برم پیشش!


داداش کوچیکه جایی بود، خودشو رسوند و اول رفتیم که رای بدیم... وای امسال چقدر شلوغ بود حوزه ها.... اولین بار بود که می دیدم صف طولانیه.... حوزه ی اول که رفتیم بهمون گفتن باید یه ساعت منتظر بمونید! داداش کوچیکه عجله داشت چون باید به نمایندگی از اون دوست کاندیدش می رفت یه حوزه ی دیگه...


چند جای دیگه هم سر زدیم تا بالاخره یه حوزه ی خلوت تر پیدا کردیم! کلی هم با داداش کوچیکه سر اینکه کد کاندیدای مورد نظرش رو بنویسه کل کل کردیم 


رای مون رو دادیم و برگشتیم خونه.... من نمی دونم جاهای دیگه چطور بود ولی اینجا توو شورای شهر تخلف بود اونم چه تخلفی! از رای خریدن بگیر تا ماشین ماشین آدم از جاهای دیگه آوردن!! نمی دونم والا... و جالبه دو نفر به همین طریق رای آوردن!!


اومدم خونه وسیله هامو جمع کردم و داداش کوچیکه منو رسوند خونه ی خاله بزرگه.....


و الان هم خونه ی خاله م هستم  دخترخاله م هم سر کاره! دیشب تا نیمه های شب بیدار بودیم و توو گروه ها می چرخیدیم و نتایج رو بررسی می کردیم.... کلی هم خندیدیم


امروز صبحم برام صبحونه آماده کرد و رفت سر کار.... قراره اگه خدا بخواد غروب بریم بیرون و توو دو تا جشن شرکت کنیم  کاندیداهای مورد علاقه مون رتبه های اول تا سوم رو بدست آوردن و خوشحالیم 


شام رو هم بیرون هستیم ان شاءالله


یه چیز دیگه... یکی از اعضای خونواده ی همسر کاندیدای شورای شهر بود! که خب رای نیاورد برعکس تبلیغات عجیب غریبش! یعنی اگه رای می آورد  دیگه کسی نمی تونست همسر رو جمع کنه 


مواظب خودتون و دلای پاک تون باشید 

نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت 1396ساعت | 11:49 توسط مادام کاملیا | نظرات (14)