X
تبلیغات
رایتل

شیطنت های ذهن من

هرگاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. امام صادق (ع)


 

 

سلام دوستانم 


گفتم تا در بستر بیماری هستم بیام یکم باهاتون عکس بازی کنم بلکه حال خودمم بهتر شه 


بریم سراغ حیاط پشتی و گل و علفش  


در بدو ورود به حیاط پشتی این گلای کوچولو رو دیدم، گوشه گوشه ی حیاط پره از ایناست 


بعد رفتم سراغ توت فرنگی ها و اینا هی بهم چشمک می زدن 


چشمم افتاد به چند تا گل شقایق و این ناناز رو شکار کردم... مامان معتقده گل شقایق نماد منه  میگه تو هم مثل شقایق ظریف و شکننده هستی! مامانه دیگه، قربون ِ دست و پای بلورین ِ سوسکش میره 


یه قسمتی از حیاط هم مال این گلای ختمی هست  قدیمی ها باهاش سرشون رو می شستن! مامان ِ من هم گاهی این کارو میکنه و کلی هم لذت می بره، میگه موها رو نرم میکنه 


بابا دو سه تا جوجه گرفته بود که الان بزرگ شدن!  ایشون یکی از اوناست! خانم مرغه تا دید میخوام ازش عکس بگیرم گردنشو بلند کرد و خیره شد بهم 


باغچه ی مامان هم حسابی بهاری شده و چمناش سبز شده... اینم شمعدونی و چمن خوشگلش 


و اما پسرک دوست داشتنی مون که حسابی توو دلمون واسه خودش پادشاهی میکنه  امروز ظهر داشت توو پارکینگ هواخوری میکرد که این عکسو ازش گرفتم 


و اینم لاک جدیدم و انگشتر جدیدم  که رنگ جفت شون زغالیه.... البته من انگشتر رو توو دست راستم میذارم، اینجا چپ گذاشتم چون دستم می لرزه بتونم با دست راست بدون تار شدن عکس بگیرم  پیرزن شدم دیگه 


الهی که حال دلتون عالی باشه 


نوشته شده در جمعه 5 خرداد 1396ساعت | 19:31 توسط مادام کاملیا | نظرات (21)