X
تبلیغات
رایتل

شیطنت های ذهن من

هرگاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. امام صادق (ع)


  


بامداد چهارشنبه ست.... همیشه چهارشنبه ها رو دوست داشتم...


امشب واسه افطار خونوادگی رفته بودیم یه جای با صفا... بالای کوه، توو یه سفره خونه ی ساده و خوشگل.... دور ِ هم بودیم، ولی من...... یکم دلم گرفته....


...


امروز صبح با داداش کوچیکه رفتیم بانک کارمون رو که انجام دادیم بعدش رفتم واسه خودم طناب و دمبل گرفتم که اگه خدا بخواد شروع کنم به ورزش


...


یکشنبه ای که گذشت عمه کوچیکه و پسرش و دخترش و نوه ی کوچولوش افطار خونه مون دعوت بودن... خوب بود خدا رو شکر و یکم جو خونه بهتر شد... تیم والیبال هم همون شب یه برد شیرین بدست آورد و یکم دلمون شاد شد


...


دلم می خواد از همه فاصله داشته باشم! کاش واقعا یه جایی بود که آدم می رفت اونجا و تجدید قوا میشد برمی گشت.....


...


امید نوشت: هیچوقت امیدت رو از دست نده... شاید آن زمان که امیدت را از دست می دهی، دو ثانیه قبل از خوشبختی باشد!


...


اون روزی که رفتم توو باغچه تا برای تمرینات شکرگزاریم "سنگ جادویی" پیدا کنم، فکرشو نمی کردم که سنگم شبیه یه قلب کوچولو باشه  و چه نشونه ی قشنگی...... عکسشو حتما براتون میذارم


خدایا شکرت برای همه چیز 



نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد 1396ساعت | 00:41 توسط مادام کاملیا | نظرات (10)