X
تبلیغات
رایتل

شیطنت های ذهن من

هرگاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. امام صادق (ع)


خدا نوشت: آغاز کن روزت را و هفته ات را با نام خداوندی که از شدت حضور، ناپیداست 

  

دیروز غروب مامان رفت بیمارستان که پیش مامان بزرگم بمونه.....


منو بابا افطاری خوردیم و بعدش یکم گپ زدیم.... یکی از همسایه ها دلتون نخواد واسمون شله زرد آورده بود، یکم ازش خوردم و رفتم سراغ کارای قبل از خوابم!


تمرینات شکرگزاری رو انجام دادم و بعدش قرص خواب خوردم.... با سنگ جادوییم شکرگزاری کردم و دراز کشیدم...


زن داداش کوچیکه شهر ِ دانشگاهش هست.. دیشب بهم پیام داد و من فقط جواب سلام دادم و دیگه هیچی یادم نیست! امروز صبح بیدار شدم دیدم ای وای، بنده خدا چقدر منتظر جوابم بوده!!!! یکی دو ساعت پیش بهش پیام دادم و عذرخواهی کردم


ولی خواب خوبی بود  خدا رو شکر 


مامان هم یه ساعت پیش اومد خونه... گفت حال مامان بزرگ خوبه خدا رو شکر 


مامان گفت اون مریض بغلی هم مرخص شده.... الهی که حالش زودی خوب بشه..... یادتونه گفتم شرایط شون طوری بود که خودم باید هواشون رو می داشتم؟؟؟ خب همراه مریض مامانش بود و مامانش هم همش خواب بود! بجز این مشخص بود که یکم حالت عادی نداره! حتی وقتی باهام حرف میزد من اصلا متوجه نمی شدم چی میگه  مثلا از ده تا کلمه، من شاید دو کلمه رو به زور متوجه می شدم و با همون سعی می کردم جواب بدم!


اون صبحی که من می خواستم بیام خونه انگار مامانه تازه منو دید!!! هی می اومد پیشم و درد دل می کرد! و من توو دلم شرمنده می شدم که حرفاشو درست نمی فهمم! ولی تلاشمو می کردم که یه چیزایی متوجه شم.... انگار یه دخترش فوت شده بود و یکی هم کر و لال بود! یه دخترشم که روو تخت بیمارستان..... هی غصه ی هزینه ی بیمارستان رو می خورد... خب بیمارستان خصوصی هم بود! و من دلداریش می دادم.....


تو رو خدا قدر سلامتی مون رو بدونیم... واقعا این چیزا واسه من که یه نشونه بود! درسته که دلم گرفته و حالم یه جوریه و...... بمااااند.... ولی خدا رو شکر که خودمو عزیزانم سلامتیم... خدا رو شکر که شما رو دارم که کنارمید و برای منی که نمی شناسید و برای عزیزانم دعا می کنید 


انقدرررر این دو روز به یادتونم که حد نداره......


از صمیم قلبم دعا می کنم که هزاران برابر این همه مهربونی تون، عشق و مهربونی توو زندگی تون جاری بشه و شما هم بیاید بهم خبرای قشنگ بدید تا منم غرق شوق بشم  اینو از ته دلم میگم


خیلی دوستتون دارم 



نوشته شده در شنبه 27 خرداد 1396ساعت | 11:19 توسط مادام کاملیا | نظرات (16)