X
تبلیغات
رایتل

شیطنت های ذهن من

هرگاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. امام صادق (ع)


  

حدود یه ساعت پیش حلقه م رو زدم و بعد از گرما پناه آوردم به باغچه...


اومدم توو آلاچیق و مستقیم رفتم سراغ همون متکای چهارم! و دیدم دایناسور جان هم حضور دارن  فکر کنم با این متکا قرارداد داره 


بی خیالش شدم و نشستم! آسمون ابریه و رعد و برقم می زنه! چیلیک چیلیک بارونم میاد و از سقف آلاچیق می چکه پایین  بوی خاک نم خورده هم که دیگه عشقه 


هر چند لحظه یه بار برمی گردم پشتمو نگاه می کنم که نکنه دایناسور جان بیاد طرفم  شجاع ِ کی بودم من؟! 


واسه فردا شب، شام خونه ی داداش بزرگه دعوتیم... پاگشای داداش کوچیکه و خانومش هست 


...


از خیس شدن خوشم نمیاد، ولی دلم یه بارون خوشگل میخواد 




نوشته شده در سه‌شنبه 20 تیر 1396ساعت | 19:31 توسط مادام کاملیا | نظرات (19)