X
تبلیغات
رایتل

شیطنت های ذهن من

هرگاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. امام صادق (ع)


 

بعدا نوشت اضافه شد!

 

می خوام یه قصه بگم.... اصلا وقتی صورتت غرق اشکه و دلت داغون، باید بیای قصه بگی.....


دخترکم خیلی جوون بود... خوشگل بود... خوش هیکل، ناااز، خوش برخورد........ ماااااااه


دخترکم تا دو ماه پیش زندگی خوبی نداشت.... پدر و مادرش طلاق گرفته بودن... مادره رجوع میکنه اما بازم...... دخترک تنها بود، تنهای تنهاااا


دو ماه پیش ازدواج می کنه، با پسری که دوسش داشت... پسره خیلی خوب بود.....


دخترک قصه م شاد بود.... می خندید.... دیگه تنها نبود......


اما عمر خوشیش همین دو ماه بود!!!!


دخترک قصه م دیشب تصادف میکنه.... ماشین شون آتیش می گیره.... خودشو شوهرش جفتشون پر می زنن میرن آسمون......


خفه کننده نیست؟؟؟ اینکه فکر کنی دخترک و شوهرش زنده زنده آتیش گرفتن و سوختن؟! وقتی عکسا و فیلمای تصادف رو می بینی........ دیوونه کننده نیست؟!


فقط دو ماه؟؟؟؟؟؟؟؟


بعد از هر سختی، آسونیه؟؟؟؟؟؟؟! اینه اون آسونی؟؟؟؟! داغ به دل پدر بذاری آسونیه؟!


دخترک قصه م حقش نبود.......


و زندگی همین قدر پوچ و مسخره ست....




هی زندگی!!!! لعنت به تو


...


بعدا نوشت:


امروز عصر تشییع جنازه ی دخترک و شوهرشه!


بابای دخترک واسه کار توو شهر ِ دور بود... بهش گفتن دامادت فوت کرده بیا!!!! بمیرم براش که خبر نداشت دخترشم.......


دخترک قصه م! کاش الان شاد باشی، آروم باشی..... کاش دیگه هیچوقت تنها نباشی......


روحتون شاد 




نوشته شده در شنبه 31 تیر 1396ساعت | 13:23 توسط مادام کاملیا | نظرات (23)