X
تبلیغات
رایتل

شیطنت های ذهن من

هرگاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. امام صادق (ع)


 بعدا نوشت اضافه شد!


بعدا تر نوشت اضافه شد!

 

جمعه شب بود که پسرخاله بهم زنگ زد.... گفت زنگ زده به همسر تا برای صبح شنبه هماهنگ کنه، ولی همسر گفته که دامادش (شوهر ِ خواهرشوهر بزرگه) با ماشینش چپ کرده و......


بعد پسرخاله ازم پرسید "تو نفرینش کردی؟!"


گفتم "نه، اون خودش نفرین شده ست!"


پسرخاله خندید........ گفت اگه شنبه نشد، یکشنبه میریم دادگاه!


دیروز شنبه کلا کنسل شد!!! دیشب به پسرخاله پیام دادم که واسه صبح یکشنبه میریم؟؟؟؟ گفت همسر مریضه!!!


گفتم واقعا مریضه یا داره فیلم بازی میکنه؟!


گفت نه بهش زنگ زدم صداش داغون بود!


گفت اگه یکشنبه نشد، دوشنبه خودم میرم دنبالش میارمش دادگاه!!!


هه


الانم دوش گرفتم و حوله پیچ لم دادم ببینم بالاخره خبری میشه یا نه؟! اصلا نمیدونم اون برگه ای که امضا شده مهلتش تا کی هست؟! بهم گفته بودن شنبه بیاین! که هنوز نرفتیم......


من هی به بابا اینا و پسرخاله میگم بابا بی خیال! نخواستم! بذارین مامور ببرم بگیرنش حالش جا بیاد! ولی اینا میگن نههههه اینو سر لج نیار! بذار تموم شه بره!


ولی آخه انصافه؟؟؟ من ِ طلبکار شدم بدهکار! همسر هم هی واسم ناز میکنه و امروز و فردا میکنه! من این بشر رو می شناسم خب، میدونم چه جوریه.... تازه ۱۷ آذر مهلت حکم جلبم تموم میشه! باز باید برم واسه تمدید!


شیطونه میگه خودم بی خیال همه چی شم و برم یواشکی جلبش کنم...... یکم دیگه بخواد طولش بده همین کارو میکنم و به روش خودم میرم جلو!!! با آدمیزاد که طرف نیستم!


...


بعدا نوشت:


همین الان (ساعت ۱۰.۵ صبح یکشنبه) پسرخاله زنگ زد و گفت همسر گفته که حالش خیلی بده و دادگاه بیفته سه شنبه!!!


من منفجر شدم! به پسرخاله گفتم چرا سه شنبه؟! مهلت حکم جلبم داره تموم میشه! برگه م تاریخ خورده از تاریخش میگذره....


پسرخاله گفت نه سه شنبه حتمیه!


گفتم همسر داره بازی مون میده!


گفت نههه، من بهت قول میدم سه شنبه حتما میریم!


گفتم بهش بگو به جا ۱۰ تومن، ۱۵ تومن باید بده


گفت همسر گفته هزینه ی تمبر رو میده!!!


گفتم تو هنوز اونو نشناختی! ولی سه شنبه اگه شد که شد، ولی اگه نشد حکم جلب رو میگیرم اقدام میکنم، میرم همه جا هم آبروشو می برم!! میشم یه آدم دیگه.....


گفت باشه... به همسر هم گفتم سه شنبه بشه چهارشنبه خودت میدونی!


...


بعدا تر نوشت:


دلم طاقت نیاورد و خودم حدود ساعت ۱۱ به همسر اس ام اس دادم به این مضمون "سلام. امروز که گذشت، ولی اگه فردا اومدی دادگاه که هیچی، اگه نیومدی دیگه باهات کاری ندارم، همون راه قانونی خودمو طی می کنم. جایی که ۱۵ تا سکه باید بهم پول پیش بدی و نفقه هم آماده ی اجرا هست، تو نمی تونی واسم تکلیف تعیین کنی. با حکم جلب میرم جلو. موفق باشی"


همسر هم جواب داد "سلام. من برات تعیین تکلیف نکردم، فقط مریض بودم. گفتم حالم یکمی بهتر بشه، جای یک روز صبر کردن هم پیشت ارزش نداشتم. اگه فردا تا سه شنبه انقدر برات مهمه باشه موردی نداره. در ضمن منو از این چیزا نترسون، من همه چیزمو از دست دادم. چه ساعتی بیام؟"


جواب دادم "قرارمون شنبه بود گفتی یکشنبه. بعد دوباره امروز گفتی سه شنبه. اصلا بحث ترسوندن نیست، آدم وقتی یه حرفی می زنه بهتره پاش وایسه. اگه تو همه چیزتو از دست دادی، منم دارم از خیلی چیزا می گذرم. لطفا ۹ صبح دادگاه باش"


روو یه سری از حرفاش میتونم ساعت ها بحث کنم، ولی گفتم بی خیال، حساس نشم... سعی کردم خوب جوابشو بدم چون به هر حال اس ام اس هست و یه نوع مدرک!


چهارشنبه هم تعطیل رسمیه، دوباره آخر هفته همه چی معلق میشه......


پناه بر خدا، ان شاءالله که فردا واقعا بریم دادگاه و کارا خوب پیش بره




نوشته شده در یکشنبه 12 آذر 1396ساعت | 09:51 توسط مادام کاملیا | نظرات (15)