X
تبلیغات
زولا

شیطنت های ذهن من

هرگاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. امام صادق (ع)


 

 

یه روز قبل از عید که خودمو وزن کردم دیدم به به! نتیجه ی ۳ هفته رژیم و ورزشم، کاهش ۲ کیلو وزن بود! وااااای که چقدررر ذوق کردم  یعنی اگه بتونم این تعطیلات و بخور و بخوابش رو مدیریت کنم....... اووووف که چقدر آجیل و شیرینی چشمک می زنن! و چقدرررر بی توجهی بهشون سخته!  ولی تا حالاش رو تا حد زیادی موفق بودم 


دیروز، ۱ فروردین..... از دو تا بانکی که حساب دارم بهم پیام دادن و روز تولدم رو تبریک گفتن  اونم خیلی مزه داد  حالا من خیلی خیلی روو ۶ بهمن که تولد اصلیم هست تعصب دارماااا، ولی خب کیه که از تبریک تولد خوشش نیاد؟! خب باشه تولد شناسنامه ای! مهم بهونه ست برای تبریک 


اماااااااا........


دیروز غروب داشتیم از خونه ی خاله بزرگه برمی گشتیم، توو ماشین گوشیم زنگ خورد.... یه شماره ی ناشناس بود!! جواب دادم و یه خانومی شروع کرد سلام و علیک و تبریک سال نو.... بعد گفت "فلانی هستم! از مغازه ی .......!" همون مغازه ای که قبل از عید با مامان رفتیم و ازشون کلی لباس زیر گرفتیم!


بعد برگشتن گفتن شما برنده ی قرعه کشی این ماه مغازه مون شدید!!!!!! 


وااااای یعنی اصلا رفتم فضاااااا..... آخه من تا حالا توو زندگیم توو هیچ قرعه کشی ای برنده نشده بودم! 


گفتن بعد از تعطیلات بیاید مغازه در خدمت تون هستیم! 


چقدرررر من ذوووووق کردم  توو روز تولد شناسنامه ایم، این کادو هم نصیبم شد 


بعد تازه توو پست قبل گفتم که عدد ۷ مقدسه و عدد شانسمم هست..... مرسا جان اومدن یادآوری کردن که امسال رنگ سال هم بنفشه  دیگه چه شود؟!  سپاسگزارم که یادم انداختی نازدونه ی من 


...


دیروز غروب همین که رسیدیم خونه باد و طوفان هم شروع شد! عین چند روز قبل انقدرر که شدید بود می گفتیم الان ما رو می کَنه با خودش می بره! 


ساعت ۸ نشستم پای کلاه قرمزی که یهو برقا قطع شد!! بعد که برق اومد دوباره نشستم پای تی وی که بازم برقا قطع شد!! 


دیگه ساعت ۱۰ برق اومد..... عمو کوچیکه اینا اومدن و نشستیم پای سریال "پایتخت ۵" دوست داشتنی مون  و بعدشم دورهمی.......


...


مامان رونیا نوشت: عزیزدلم چند بار باهات حرف داشتم ولی راه ارتباطی نبود! نمی دونستم هنوزم به وبت سر می زنی یا نه؟! ولی دلم میخواست یه سری چیزا رو بهت بگم......


اول اینکه تبریک میگم واسه نی نی دوم که خاله قربونش یهویی اومد!  قربون رونیا جونمم بشم که قدمش خیر بود 


دوم اینکه نمی دونم کنسرت محمد علیزاده رو رفتی یا نه؟! ولی وقتی دیدم قبل از کنسرت به یادم بودی و اسمم رو توو کانالت آوردی غرق لذت شدم  مرسی که حواست بهم هست 


و بعدی اینکه مرسی که بین دعاهات همیشه جای مخصوص دارم و کنار عزیزای دیگه برای منم همیشه بهترین ها رو میخوای 


هزاران هزار برابرش رو برای خودت آرزو دارم 


خیلی دوستت دارم رفیق 


...


عنوان نوشت: ترانه ی "نوروز" از همایون شجریانِ جان دل 


اگه گوش نکردین، شدیدا پیشنهاد میکنم! روح و روان آدم سر شوق میاد 





نوشته شده در پنج‌شنبه 2 فروردین 1397ساعت | 14:48 توسط مادام کاملیا | نظرات (16)